دو ماهی کوچک که مهمان دست ما شدند.ازمیدان و وان ماهی فروش به خانه آمدند. در تنگ وبر هفت سین نشستند. سال را با ما نو کردند.روز را شب و شب را به روز کردند .دیدند ،شنیدند،چرخیدند و چرخیدند. با ما غمگین وبا ما شاد و با ما عاشق شدند. شاعر هم می شدند اگر بیش از این به خانه شاعر مهمان بودند.سیزده روز کافی بود تا دیگر در تنگ نگنجند به رودخانه بریزندوبروند و سیزده را از این راه ز شهر به در شوند.
2 نظرات:
ما نیز راهی دریاییم. اما هنوز می چرخیم و می چرخیم به امید دریا.
خوش به حال ماهی ها...
ارسال يک نظر